تبليغاتX
در بزم و رزم زندگي
سلام .<BR>حکایت لجبازی بعضی از آدما واقعا خوندنیه . </P>
<P>حتما توجه کردین که بین دوستان هستند آدمایی که الله بختکی واسه خالی نبودن عریضه یه حرف هایی می زنند<BR>بدون اینکه از درست بودن حرفشون مطمئن باشند . </P>
<P>مثلا کافیه تو دانشگاه در جمعی که آقایون و خامها حضور دارند (البته با اجازه حراست!!!) مثلا یه مطلبی از اقتصاد ژاپن بگی و آدمی با این خصوصیات هم تو اون جمع حاضر باشه ، مطمئنن باشید که یه جمله ای البته در جهت تائيد حرف شما میزنه (مثلا سینه رو میده جلو و میگه : "خوبه بدونید 150 درصد مردم ژاپن موبایل دارن " ).</P>

ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/05/25ساعت توسط امیر |

این متن نامه یک طنز نویس به وزیر ارشاده که دیروز تو بازتاب دیدم . خوندنش خالی از لطف نیست

جناب آقای صفار هرندی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/05/23ساعت توسط امیر |

 

بیا با هم دیگه گریه کنیم
هق هق به دریا کنیم
بغض به خاکستر عشق پنهان کنیم


و به سرنوشت ،  های های بخندیم

 

اندکی صبر ...

+ نوشته شده در 86/05/19ساعت توسط امیر |


گرفتند و بردند و زدند و خوردند و ...
ما هنوز در گوشه این راست پنج گاه و بی گاه بهر رسیدنی شاید هرمله کنان پا در رمل بادیه می نهیم و جز اشتری به اشتراک طرفی نمی بندیم که تا خرند این قوم رندان خر سواری می کنند

می توانی بود دوست
پشت این در
صحن دکان غرق در خون بود و دکاندار، پی در پی
از در تنگ قفس
چنگ خون آلوده خود را درون می برد
پنجه بر جان یکی زان جمع می افکند و
او را با همه فریاد جانسوزش برون می برد
مرغکان را یک به یک می کشت و
در سطلی پر از خون سرنگون می کرد
صحن دکان را سراسر غرق خون می کرد
---
بسته بالان قفس
بی خیال،
بر سر یک دانه با هم جنگ و غوغا داشتند!
تا برون آرند چشم یکدگر را
بر سر هم خیز بر می داشتند!
---
کفتم ای بیچاره انسان!
حال اینان حال توست!
چنگ بیداد اجل، در پشت در
دنبال توست!
پشت این در، داس خونین، دست اوست
تا گریبان تو را آرد به چنگ،
دست خون آلود او در جستجوست!
بر سر یک لقمه
یا یک نکته، آن هم هیچ و پوچ
این چنین دشمن چرایی؟
می توانی بود دوست.

-----------------------------------------------------------------------------------------  فریدون مشیری

+ نوشته شده در 86/05/16ساعت توسط امیر |

سلام .
آقا ما اومدیم .

یک ساعتی هست رسیدم .
به هر صورت جاتون خالی بود مخصوصا تو کنسرت استاد شجریان ...........
=============
عمری بود شرح واقعه را به تحریر رشته رشته می کنیم .

........................به مناسبت 14 مرداد .................

خطابه تدفين

غافلان
همسازند،
تنها توفان
کودکان ناهمگون مي زايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/05/14ساعت توسط امیر |

سلام....

میخواستم در مورد علی صحبت کنم . فقط علی - بی هیچ پس و پیش  بی هیچ لقب و منصب

کسی که به قول شریعتی هر انسان آزاده ای چه کافر چه مسلمان . چه شیعه چه سنی ...

کلاه به احترامش از سر بر میدارد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/05/09ساعت توسط امیر |

سلام .

آقا ما داریم میریم ... کجا؟ خب معلومه  دارم میرم به شلمرود ........

خلاصه مسئولیت ها رو سپردیم به چند تا از این کارورزهای تازه نفس که اومدن شرکت واسه طی کردن دوره کارورزی .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/05/05ساعت توسط امیر |