سلام.
یکی آب نداره کنتورش یخ زده ، یکی گاز نداره خودش یخ زده .
آقاجان روایت هست که می گن بارش برف نشانه عدالت خداوند است و بر سر غنی و فقیر به یک اندازه می بارد !!!
پس با این همه برف احتمالا تا چند سال آینده عدالت در این مملکت غوغا می کنه . بعد از اون هم دیگه حتما عدالت نهادینه می شه و امکان اجرا نشدنش به حداقل می رسه . اینم از دولت عدالت محور!!! (ای به قربان محورت)
من نه تنها فکر می کنم بلکم مطمئنم که الان فقرا دارن تو این برف و یخ عین خر کیف می کنن
+
نوشته شده در
86/10/24ساعت توسط امیر
|
يادآوري : اگه يادتون باشه يه کارتوني بود و هست که يه گرگ دنبال يه شتر مرغ مي کرد (کايوت) و هيچ وقت نمي تونست بگيردش و تا حالا هم البته موفق به انجام اينکار نشده .
و حالا اصل ماجرا :
گويا آقا پسر ديويد بکهام از اينکه اين گرگه تا حالا نتونسته کايوت رو بگيره شديدا ناراحته . از اين رو آقاي پدر در جهت رفع پريشاني طفل معصومش با تهيه کننده اين کارتون صحبت کرده تا توي يک قسمت از اين کارتون هر جور شده اين شتر مرغ بدبخت رو گرفتار کنن و گویا تهيه کننده هم موافقت کرده !!!
حالا هي بگيد تبعيض وجود نداره ..
منم که بچه بودم دوست داشتم سوار کشتي يوگي و دوستان بشم ، اما متاسفانه خانواده به من هيچ اهميتي نداد .این بی توجهی به فرزند همچنان ادامه داشت تا جایی که حتی درخواست من برای خواستگاری از حنا رو هم رد کردن و من دیگه کاملا نابود شدم و کارم به جایی رسیده که الان با شما ها... در ارتباطم
+
نوشته شده در
86/10/13ساعت توسط امیر
|
سلام
می گن یه حشره ای وجود داره که احمق ترین موجود دنیاست !!!
و اگه اون حشره رو جلوی یه دیوار و یا داخل یه مسیر بسته بذاری ، اونقدر خودش رو به دیوار مقابلش می زنه که می میره !!!
با خودم فکر می کردم چقدر خوبه که این حشره بالاخره بعد از یه مدتی می میره .....
فقط نمی دونم چرا احمق های دور و بر ما به جای اینکه خودشون رو نابود کنند ، بقیه رو نابود می کنند . به هر صورت اینم از مواهب زندگی اجتماعیه !!!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ببین دو روز بیکار بودیم چه افکار پلیدی به سرمون زد !
+
نوشته شده در
86/10/10ساعت توسط امیر
|
زور که نیست نوشتن ....
2 ساعته این صفحه بازه واسه نوشتن ...
رفتم و اومدم ...
نوشتم و پاک کردم ....
خوندم و فکر کردم ....
نشد که نشد .....
نبست ، نگرفت ،چه می دونم !!! تن نداد به نوشته شدن .
همون بهتر که خونده نشه که کار از خط سوم هم گذشته.....
+
نوشته شده در
86/10/03ساعت توسط امیر
|